امیرمنصور رحیمیان | شهرآرانیوز - کلمه مهمترین عضو هر آدم است. شاید مهمتر از قلب و همتراز با مغز باشد. عضو مهمی که انسانها با آن، جهان را میشناسند و با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. آدمیزاد بهعنوان یک موجود اجتماعی اگر این عضو را نداشته باشد، حتما زیاد دوام نمیآورد. ربطی هم به زبان ندارد. ولی موضوع مهمتری هم درمیان است. نحوه ادای کلمات خیلی مهم است.
پیچیدگی کلام، هم میتواند خوب و بهدردبخور باشد و هم بد و گمراهکننده. از این بابت خوب است که باعث تقویت قوه تخیل و هوش آدم میشود. ولی وقتی از اندازه بیرون میشود و مخاطب، راه را برای پیدا کردن منظور و مفهوم کلمه گم میکند، شاید کاراییاش را از دست بدهد. آنوقت باید تلاش بسیار کرد تا آن بیچاره را از باتلاق کلماتی که به دست و پایش پیچیده است، بیرون کشید. صراحت هم همینطور است. بعضی آدمها به رک بودن و صراحت لهجهشان افتخار میکنند و آن را برای خودشان امتیاز میدانند.
آنها قابلیت حرف زدن بدون پرده را همسنگ صداقت و راستگویی میدانند، درحالیکه صراحت لهجه هم مثل پیچیدگی کلام، معایب و محاسن مخصوص به خودش را دارد و راستش چیزی نیست که مایه مباهات باشد. آدم نمیتواند به یک غریبه بگوید چقدر دماغ بزرگی دارد یا خبرهای ناگهانی را بدون ملاحظه به دیگران بگوید. پیچیدگی در گفتار، درحقیقت راهی برای بیان واقعیتها، بدون ضربه زدن به روان و شخصیت آدمهاست. ولی همیشه آدمهایی پیدا میشوند که همانطور که بلد نداز تمام چیزهای خوب، استفادههای ناطور بکنند، از این قابلیتهای کلامی هم سوءاستفاده میکنند.
آنها از کلمه به نفع خودشان استفاده میکنند تا آن چیزی را که میخواهند، به خورد مردم بدهند یا دروغی را بگویند که اگر آن را نگویند و صاف و بیپرده حرف بزنند، همه ممکن است بفهمند که درحال گول زدن جماعت هستند. این عده هم کم نیستند و هرکسی در اطراف خودش میتواند آنها را پیدا کند. ولی تعداد کسانی که از این چیزها سوءاستفاده میکنند، بین آدمهایی که تریبونی دراختیار دارند، خیلی بیشتر است. متاسفانه خیلیهایشان هم آدمهای باهوش و درستوحسابی هستند و دقیقا میدانند چه میکنند.
بههرحال این دسته از آدمها میتوانند با کمی شیطنت، واقعیتها را طوری پیچیده بیان کنند که اگر دوباره از آنها بخواهید توضیح بدهند، یادشان نمیآید چه چیزی گفتهاند. نمونهاش را هم هر روز میشود در سرتاسر جهان دید. هرجا آدمی با کتوشلوار و اتوکشیده رفت پشت تریبون، شک نکنید که از ده کلمهای که استفاده میکند، فقط معنی واقعی پنجتایشان را بهخوبی میفهمید. «گری واترز»، هنرمند نقاش، عکاس و کارتونیست انگلیسی، در اثری بهسراغ همین آدمها رفته است. او در اثری مینیمال و ساده، بالون را که در کارتونها برای نقلقول از زبان شخصیتها به کار میرود، بزرگ تصویر کرده است. بالون آنقدر بزرگ است که بخش بزرگی از قاب را در بر گرفته است و اولین چیزی است که به چشم میآید.
واترز در وسط تصویر، مردی را طراحی کرده است که زیر بالون را با دست، بالا داده است و دارد پشت آن را نگاه میکند. سوال کنایهآمیز کارتونیست از تمام آدمهایی که دروغ میگویند یا با پیچیده حرف زدن سر جماعت را کلاه میگذارند و حرفهایشان مثل بالون، پوچ و بیمعنی است، این است که «آیا در پشت این همه ادعا و گفتار پوچ، چیز دیگری هم هست یا ما نمیفهمیم شما چه میگویید و منظوری در پس حرفهایتان پنهان کردهاید؟»